محمد مفيد مستوفى بافقى

411

جامع مفيدى ( فارسى )

يثرب برد و بعد از طواف بيت اللّه الحرام و شرف زيارت روضهء رسول انس و جان صلواة اللّه الملك المنان به خطهء بهشت منزلهء يزد كه وطن مألوفش بود آورد و آن جالينوس الزمان تا در قيد حيات « 1 » بود به عنايت حكيم على الاطلاق از دار الشفاء « وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ يَشْفِينِ » شربت شفاء به كام بيماران مىرسانيد . و آن‌جناب را سه ولد ستوده‌خصال بود : ميرزا محمد مقيم ، ميرزا محمد شفيع ، ميرزا كاظم . ميرزا محمد مقيم به صفت ورع و دين‌دارى و تقوى و پرهيزگارى اتصاف داشت و در طاعت و عبادت از واجبى و نوافل شبانه‌روزى دقيقه‌اى فوت و فروگذاشت نمىكرد . اما بواسطهء نفس الامرى و تندخويى و آتش مزاجى و اطاعت شرع شريف و رفع ظلم و ستم بعجزه و ضعفا پيوسته بر روى عمال ابواب تقرير مىگشاد . در زمان سلطنت خاقان سرافراز ، مصراع : گل بخت بهارستان اقبال سلطان شاه عباس صفوى مرحمت‌پناه ميرزا حكيم كلانتر به سبب گفتگو و تقرير آن عزيز از اوج جاه و اعتبار به حضيض و بال و نكال افتاده روى از راه دريا به‌طرف هندوستان نهاد و در ميان بحر كشتى عمرش در گرداب بلا سرگردان شده سفينهء حياتش غرق گرديد . بعد از روزىچند قائد تقدير و محصل قضا عنان اختيار ميرزا محمد مقيم را كشيده به جانب هند دكن برد . چون اوضاع آنجا را موافق دلخواه نديد به جانب ايران مراجعت نمود و در آن اوان فراشان قضا شادروان عظمت و سلطنت خاقان كامران ، مصراع : چراغ چشم دولت شاه عباس در بسيط زمين گسترانيده بود . آن‌جناب به منصب نظارت موقوفات و بعضى از تصدى كامياب گرديد و در آن مهمات چنانچه لازمهء امانت و ديانت بود سر موئى فروگذاشت نكرد . بالاخره به منصب نظارت خالصهء خطهء يزد سركار خاصهء شريفه سرافراز گرديد و در كمال دقت و امانت و سعى در آن كار مدت چند سال قيام و اقدام نمود و بنابر آنكه نقش كفايت و ضبط مال ديوانى بر لوح

--> ( 1 ) - اصل : حيوات